المسعودي ( مترجم : ابوالقاسم پاينده )

471

مروج الذهب ( فارسى )

87 ذكر صحرانشينان عرب و اقوام ديگر و اينكه چرا صحرانشين شده‌اند و شمه‌اى از اخبار عرب و مطالب ديگر مربوط به اين باب سابقاً از فرزندان قحطان سخن آورديم كه جز ايشان همه عربان اصيل از عاد و طسم و جديس و عملاق و جرهم و ثمود و عبيل و و بار و طوايف ديگر كه ياد كرده‌ايم منقرض شده‌اند و باقيمانده اين اقوام مذكور با عربان موجود يعنى قحطان و معد در هم آميخته‌اند . از عربان قديم جز معد و قحطان طايفه‌اى را كه در زمين مانده و معروف باشد نميشناسيم . و هم از ملوك آنها كه جهان پيمودند چون تبعان و ذوان و آنها كه در شرق بناها ساختند و شهرها بوجود آوردند و شهرهاى بزرگ پى افكندند چون افريقس بن ابرهه كه در مغرب شهرهايى چون افريقيه و صقليه بساخت و ولايتها معين كرد و آباديها پديد آورد و هم از رفتن شمر به مشرق و ساختن سمرقند و آن گروه حميرى كه آنجا در تبت و چين بمانده‌اند و جماعتى از شاعران سلف و خلف از آن سخن گفته‌اند از همه اينها سخن داشتيم . دعبل بن على خزاعى در قصيده‌اى كه بجواب كميت گفته بملوك قديم يمن كه جهان پيموده‌اند و فضائلى داشته‌اند كه معد بن عدنان نداشته تفاخر كرده و سابقاً قسمتى از گفتار او را ياد كرده‌ايم . يمن بدوران قديم و بعد پادشاهانى نيز داشت كه تبع خوانده نميشدند تا اهل شحر و حضرموت را باطاعت آرند و فقط در اين صورت سزاوار عنوان تبع بودند . كسانى كه مردم مذكور را باطاعت نياورده بودند فقط شاه ناميده